خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





چگونه در زندگی فردي موفق شويم

    هرفردي موفقيتهاي خويش را براساس يك مقياس نسبي مورد سنجش قرار مي دهد. مـوفـقـيـتـهاي كـوچـك بـرخي اشخاص درنظر برخي ديگر ممكن است بزرگ جلوه نمايد؛اين كاملا بستگي بنوع تربيت، تحصيلات و شرايط مـوجود در زندگي شما دارد.

    تا زمانيكه به اهداف خود دست يافته و براي بهترين بودن سختكوشي مي كـنـيـد، فـردي موفق محسوب ميشويد. اين اصل مطلب است.

    با اين حال افرادي نيز وجود دارندكه نمي توانـندبه سطـح رضايت بخشي ازموفقيت دست يابند.ضعفهاي شخصيتي و يـا خـصوصـيات از پـيـش تعيين شده زندگي آنها، مـوانـع اصـلي راه چنين انسانهايي بشمار مي رود. اگر در زندگي خـود شـرايـط دشـواري را تـجربه كرده ايد، نگاهي به اين صفات و موقعيت ها بيندازيد تا ببينيد در حال آماده نمودن خود براي شكستهاي بيشتر ميباشيد يا خير.


    پشت گوش اندازي

    ممكن است يكي از اصليترين اهريمنان عامل نابودي شما در تحصيل و زندگي شغلي، طفره رفتن و به تعويق انداختن امور بوده باشد.

    افرادي كه علامت مزمن اين ''بـيـمـاري'' در آنها ديده ميشود، مايلند با اين جملات توجيه كننده كه '' تمام كردنش كاري نخواهد داشت'' و يا ''نگران نباش، وقت براي انجام دادنش بسيار است''، كارها و وظايفشان را براي هميشه از سر خود باز كرده و به تعويق بيندازند.

    اگر كاري در حد و اندازه قابليتهايتان به شما روي آورد ولي به دليل عذر و بهانه هاي ذكر شـده از انجام آن ممانعت بعمل آورديد، قطعا'' پشت گوش اندازي مشكل اصـلي بـوده و بايد مرتفع گردد. احساس ميكنيد كه زمان در اختيار شما اسـت، اما هنگامي كـه وقـت موعود نزديك مي شود، براي اتمام كار بسرعت هجوم مي آوريد و نتيجه آن خواهد شد كه آن طور كه در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهيد ماند.

    فرد پشت گوش انداز معمولا انساني تنبل و سست مي باشد. او براي همه چيز عذر و بهانه داشته و با اينكه توانايي و ابزار انجـام امـور را در اختـيـار دارد، از اتـمام آنـها طـفره مي رود. كار كردن با چنين اشخاصي غير قابل تحمل است و نه تنها كاستي و سستي آنها باعث اختلال در كارها ميگردد، بلكه كارمندان فعال ديگر نيز مـمكـن اسـت به چنـين خصيصه اي دچار شده و رويه آنها را در پيش بگيرند.

    ترس از موفقيت

    مانع اصلي ديگر واهمه داشتن از موفقيت است. با اينكه چنين افرادي دقيقا'' مي دانند كه براي موفق شدن به چه چيزي نياز دارنـد، امـا بدليل داشتن ترس از موفقيت قادر به رسيدن به اهداف والاي خود نيستند. در نـظـر ايـشـان راه پـيـش رو، مـخـوف و رعـب آور ميباشد. نگراني از آينده و همه مسائلي كه در نهايت گريبانگير او خواهد شد، منجر به فقدان بصيرت و بازماندن آنها مي گردد؛ مـخـاطرات ذاتـي روند تجارت، رام نشدني بنظر خواهد رسيد.

    فرصت هاي ترقي در محل كار ممكن است پيش بيايند، اما فردي كه از موفقيت وحشت داشته باشد قادر به گرفتن ترفيع نخواهد بود. او بهانه مي آورد كه مسؤليـتـهـاي شـغـل جديد زياد و خارج از توانايي هايش است. اينگونه اشخاص ميلي به بالارفتن از پله هاي ترقي ندارند

    وقتي آينده نا معلوم باشد، اين وحشت شدت بيشتري پيدا ميكند. بايد پذيرفت افــرادي كه داراي چنين ترسي نميباشند روزهايي پيش رو دارند كه در آنها آينده ترسناك جــلوه مينـمايد، بنابراين ميتوان متوجه شد اشخاصي كه فاقد مكانيزمي مناسب براي برخورد و رويارويي با چنين موقعيتي مي باشند، چگونه احساسي خواهند داشت.

    تشخيص و حل اين مشكل آسان تر از برخورد با پشت گوش انـدازي است. بـا كمي هم محوري و اندكي صبر و شكيبايي فردي كه از پذيرش مسؤليتهايي كــه موفقيـتـش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد، ميتواند شرايط را به نفع خود تغيير دهد.

    وسواس

    افراد موفق داراي خصوصيتي مشترك هستند و آن قابـليـت تمركز بر انديشه هاي بـزرگ ميباشد. براي بسياري اتخاذ چنين ديدگاهي مشكل است چرا كه خود را كاملا'' محدود و متعهد به انجام كارهاي جزئي و كوچك ميـنمايند. تلاش زياد براي انجام كارهاي جزئي زيان آور است چرا كه زاويه ديد را محدود خواهد كرد. اگر براي اتمام هر كار كوچكي مصر باقي بمانيد، هرگز قادر نخواهيد بود به اهداف والاي خود دست پيدا نماييد.

    اگر يك كارفرما كاري را به يكي از كارمندان سخت كوش خود محول كرده و آن كارمند ديد وسيع نداشته باشد، بطور يقين كارمند مربوطه در مورد هر موضوع بي اهميت آن پروژه دچار تنش و فشار رواني شده و در به نتيجه رساندن كار دچار كندي خواهد گـرديد. ايـن حالت در اصطلاح احساس وسواس فكري-علمي ناميده و بـاعـث كـاهـش قـابل ملاحظه خلاقيت و كارايي مي شود.

    اينگونه افراد،سخت كوشي و تلاش زياد را لازمه زندگيشان دانسته اما عزم و اراده خود را براي كاربرها و مصارف مفيد بكار نميبندند. تنظيم دقيق مهارتهاي مديريـت زمـانـي در برطرف كردن اين مشكل كمك فراواني خواهد نمود.

    نا امني

    افراد ضعيف و سست بنيان بعلت داشتن احساس ناامني،در كارشان پيشرفتي حاصل نميگردد. شايد يكي از دلايل عدم موفقيت اينگونه انسانها در بي ميلي آنها براي نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد. علت ترس نيست؛ فقدان اطميـنان و اعـتـمـاد باعث عقب ماندن آنها ميگردد. براي مثال عدم برخورداري از تجربه در بخشي بخصوص، مي تواند موجب پديد آمدن احساس عدم اعتماد به نفس در فرد شود.

    مثال بيان شـده در قـسمت قبل در اين مورد نيز قابل بيان است با اين فرق كه كارمند از هـمـان ابـتـدا اصلا'' از انـجـام كـار مـحولـه امـتـنـاع ورزيـده و با بهانه آوردنهاي گوناگون به كار فرماي خود اينگونه القا ميكند كه نمي تواند از عهده چنين مسؤليتهايي برآيد.

    در اينـجا نـيـز مـسئله هزينه فرصت از دست رفته مطرح است. برخي افراد مايل نيستند براي پيـشرفت و تـرقي دادن مـوقـيـعت شـغلـيـشان در زمان مـحدود خـود بـه داد و ستد بپردازند اما اينگونه گزينه ها و پيشنهادات كاري بخشي از زندگي مـحسـوب ميـگـردنـد. بنابراين ببينيد كه چه چيزي براي شما بيشتر اهميت دارد و با اطمينان خاطر تصميمـي مناسب بگيريد.

    اطرافيان

    ممكن است شما همه شرايط لازم براي منعكس نمـودن فردي موفق از خود را دارا باشيد، اما آيا دوستانتان شـما را در اين راه همراهي ميكنند؟ ممكن اسـت آنـها ديـدگـاه مـتـفـاوت و مـتـضـادي از مـوفـقيت نسبت بشـما داشـتـه باشند. ( و يا اصلا'' ديـدگاهي نداشته باشند )دوسـتـان به علت تاثيرات منفي راه رسيدن بـه موفـقيـت را برايتان سخت و دشوار ميكنند.

    برخي از اطرافيان حتي ممكن است متوجه پـتـانـسيـل واستعدادهاي نهاني شما نشده و باعث زمين خوردگي وترديد در قابليتها و تواناييها گردند. حتي براي نامزد و يا همسرتان ممكن است اين تصور بوجود آيد كه توانمنديهاي شما هنـوز بـراي خودتان ثابت نشده و اين ميتواند به بدبيني آنها نسـبت بـه آيـنـده تان منجر گردد. اين موضوع ممكن است باعث نا اميدي و تضعيف روحيه شود، اما بياد داشته باشيد كه نبايد ديگران را مقصر بدانيد؛ شما فقط يك قرباني بيگناه نيستيد.با وجود ابراز بي اعتنايي آنها هنگام بيان ايده هاي كاري جديدتان،بخاطر داشـته باشيد كه اين شما هستيد كه چنين همراهاني را در آن لحـظـه و لـحـظـات آتي براي خود برگزيده ايد.

    اگر اين گونه روابط دوستي برايتان اهميت دارد، كاري كه بايد انجام دهيد همسو نمودن دوستانتان با سيستم و خط مشي خود است.چنانچه توانـستـيد متقاعدشان كـنيد كه انساني شايسته اعتماد و اطمينان ميباشيد، آنها را دوستان واقـعـي خـود دانسته و در غير اينصورت براي هميشه از زندگي خود بيرونشان كنيد.

    فقدان منابع

    هيچ چيزي ناهنجار تر از اين مـوضـوع نـيست كه انسان با وجود داشتن همه قابليـتهاي لازم جـهت رسـيدن بـه مـوفقيت، فقط بخاطر عوامل خارج از كنترل خود، از پيشرفـت باز ماند. فقدان منابع مالي و يا كمبود زمان بدليل نگهداري از خانواده و يا مسؤليتهاي ديگر ميتواند يك قاتل واقعي باشد. رشد كـردن زيـر خـط فقر و يا تامين نمودن نزديكاني كه به شما نيازمند هستند، آينده را بسيار متفاوت از آن چـيـزي كـه در تصـورتـان بوده ترسيم خواهد نمود.

    بسياري از مواقع بـدنـيـا آمدن يك بچه و يا بيماري ناگهاني افراد خانواده باعث لغو شدن برنامه ها و بازماندن انسان از عملي كردن اهـدافـش خـواهـد شد. اين هم يكي ديگر از حقايق تلخ زندگي است كه هميشه امور بر وقف مراد آدمي نمي باشد.

    البته بايد دانست كه موفقيت نه فقط بر اساس مقياسهاي متفاوت، بـلـكه در مـكانهـا و شرايط گوناگون نيز مورد سنجش قرار ميگيرد. موفقيت مالي ممكن است هدف اصلـــي شما باشد، اما پدري خوب و كارمندي سخت كوش بودن براي تامين كردن يك خانـــواده نوپا نيز به همان اندازه پر معني و ارزنده است. بايد پذيرفت كه زندگي و هدفهـاي مــورد نظر انسان ممكن است دستخوش تغييرات قرار بگيرند كه در اين شرايط، تـوانـايي شما در تطبـيق خود با اين تغييرات يك مقياس بزرگ موفقيت بشمار ميرود.

    نياز به ديدگاهي درون نگر

    يك معلم مدرسه، راهبه، افسر ارتش و سرايدار ميتوانند بطرق مختلفي مـوفق باشنـد. با اينكه موفقيت در كار ممكن است جذابتر از همه بنظر برسد، اگر در زمان مـورد انتـظار به آن دست نيافتيد، بيم ناك نگرديد. يـك قـدم بـه عـقـب بـازگـشـته و عـلـت را بـررسـي نماييد.

    خواه دوستانتان مقصر باشند و خواه اعتماد بنفستان، دقت كنيد كه قدمهاي صحيـحـي جهت بهينه نمودن فرصتها براي بدست آوردن موقعيتي موفقتر و راضي كننده تر برداريد

    افراد موفق کسانی هستند که ٬ از یک خود آگاهی واقعی بر خورداربوده

    و در قبال پیش آمدهای ناگوار و سخت ٬ نیاز به داروهای آرام بخش را در

    خود احساس نمی کنند ! افراد موفق و ماهر بخوبی خود را با مسائل

    گوناگون زندگی تطبیق میدهند !

    آنها خود را می شناسند و میدانند که چه نقشی را درزندگیشان ایفامی

    کنند و تا چه حد استعداد دارند ! ما نیز میتوانیم شخصی موفق و خوش

    بین باشیم ٬ بشرط اینکه :

    چشم خود را بروی امکانات موجود و راهکارهای آن بخوبی باز کرده و در

    تغیر وضع کنونی زندگی به نیروی کم نظیر باطنی خود متکی بوده و با

    توکل به ذات یکتا ٬ به آنچه که در سرنوشتمان بودیعه گذاشته شده ارج

    نهیم ! و بدانیم که کلید اتکاء به نفس در وجو خودمان است ! مامیتوانیم

    از همین امروز از عزت نفس بیشتری بر خوردار باشیم ٬ بشرط اینکه:

    همیشه در زندگیمان آراسته و منظم باشیم ٬به نام خودوموقعیتمان ارج

    نهیم ٬ در جلسات بحثی هر چند کوتاه داشته باشیم ! با حالتی آرام

    و گامهای استوار قدم بر داریم ! با دیگران با زبانی خوش ٬ مثبت ودلگرم

    کننده صحبت کرده و همواره لبخندی بر لب داشته باشیم ! این شعار

    مثبت را همواره یادمان باشد : پاداشهائی که من در زندگی دریافت می

    کنم دلیل خدماتی است که انجام میدهم ! ما میتوانیم آنچه را که انتظار

    داریم و میخواهیم به دست بیاوریم ! بشرط اینکه :

    خودمان را باور داشته باشیم ! بهترین نشانه بارز و چشمگیر موفقیت

    خود انتظاری مثبت ماست ٬ که درونمان را از یک خوش بینی کامل پر

    میکند ! به مشکلات بعنوان فرصتی برای کسب تجربه و بکار گیری

    خلاقیت و مهارتمان نگاه کنیم ! بسلامتی خود توجه کامل داشته و از

    استراحت کردن و ورزش لذت ببریم ! همیشه صحبتهای دلچسب و

    تقویت کننده روحی باخود و دیگران داشته باشیم ! با افراد خوش بین

    و موفق معاشرت کنیم ! مطالعه کتاب و مقالات آموزنده را فراموش

    نکنیم ! از تجارب گذشته پند گرفته ٬ اما در حال زندگی کنیم ! ما

    میتوانیم وسعت نظر داشته باشیم ! بشرط اینکه :

    دیگران را نیز مانند بستگان خود دوست داشته و عزیز بداریم ! برای

    همنوعان خود ارزش قائل شویم ! به اشخاص نیازمند کمک کنیم !

    قدر دان محبتها و نیکی های دیگران باشیم و حتی المقدور با زبانی نرم

    و خوش آیند ومهربان با همگان صحبت کرده و از نیش زدن و تلخ زبانی

    پرهیز کنیم !

    بیاندیشیم که راه زندگی سخت و از موانع و مشکلات گوناگون سرشار

    است ! تنها کسی می تواند از این راه پر خطر عبور کند که روحش از

    امید و عشق به همنوع لبریز و از خود خواهی و تکبر تهی باشد

    چگونه فرد موفقی باشیم

    به اعتقاد روانشناسان اشخاص موفق کسانی هستند که حقیقتاً خودشانند باطناً آزادند و وارسته . و اشخاص ناموفق و شکست خورده به اعتقاد روانشناسان کسانی هستند که حقیقتاً منکر خویشتن خویش هستند . شادی و نیروی حاصله از درستکاری و صداقت نسبت به خود را نپذیرفته اند .

    حال برای آنکه از احساس عزت نفس پایین که مانع از موفقیت در زندگی است رهایی یابند و تحول بزرگ در زندگی خویش ایجاد کنند و از عزت نفس بالایی برخوردار گردید به بیان روشهایی برای افزایش عزت نفس در سه مرحله می پردازیم . :
    عدم ارزیابی خود با دیگران

    هرگز خود را با دیگران ارزیابی نکنید چرا که هر قدر هم شما بخواهید ارزیابی شما منطقی نیست هر چیز قابل تصوری راجع به خود که بتواند مورد ارزیابی قرار گیرد خود آدمی نامیده میشود خصوصیات شما میتواند به دهها هزار شیوه مورد ارزیابی قرارگیرد .

    برای مثال دیگران میتوانند شما را به خصوصیات و ویژگیهای خاص ارزشیابی نمایند که می تواند در زمینه های مختلف مثل هوش ، ظاهر و توانائی های شما باشد که این ارزیابی را میتوانند با کلمات «خوب و یا بد » انجام دهند .
    اصول عدم ارزیابی با دیگران :
    * ارزیابی منطقی از خود
    به دلایل زیر نمیتوانیم ارزیابی منطقی از خودمان بکنیم :
    ـ ما نمی توانیم خود یا افراد دیگر را با یک مشخصه به طور منطقی مورد قضاوت قرار دهیم .
    ـ در خیلی از مواقع انتقادها براساس تعصبات است
    ـ خصوصیات انسانی بی همتا و تقریباً بی انتهاست .
    ـ میزان دقیقی برای اینکه چه کسی خوب و یا بد است وجود ندارد و کسی نمی تواند ادعا کند که میتواند خصوصیات خوب و یا بد را به طور کامل تشخیص دهد

    احساس ضعف و یا کاستی های بشر
    واقعیت آن است که ما انسانها دارای ضعف هایی هستیم ، به همین دلیل به سادگی نمیتوانیم آنچه را که دوست داریم انجام دهیم مثلاً تعدادی از ما قوی هستیم ، تعدادی در موسیقی مهارت داریم . عده ای آشپز ماهری هستیم و

    به هر حال اکثریت افراد نمیتوانند در بیش از یک یا دو کار برجستگی و تبحر بسیار بالایی پیدا کنند .احساس شما در دستیابی به اهدافتان بسیار مهم است بنابر این با اندکی تغییر احساس و نوعی دیگر مسئله را بررسی کردن ، متوجه تغییر در افکار خویش و به دنبال آن در رفتار خود خواهید شد و به اهداف منطقی خود خواهید رسید

    بی اطلاعی :
    فقدان اطلاعات کافی نیز میتواند عامل مؤثر برای موفقیت پایین باشد اگر میخواهید خود را برای اشتباهات نبخشید بی اطلاعی دلیل کاملاً قانع کننده ای است به هر صورت ، سرزنش خود ، عملی کاملاً مسخره است .

    البته اگر مایلید که خود را سرزنش کنید و این کار را درست می دانید خوب انجام دهید . اما به نظر روانشناسان هرگز برای بد انجام دادن کاری که هیچگاه بهتر انجام دادنش را یاد نگرفته اید بی ارزش تصور کردن خودتان معنایی ندارد و قابل تصور نیست

    آشفتگی :
    آشفتگی خاطر و وضعیت زندگی خیلی از مواقع مانع از موفقیت میشود ، اصولاً وقتی افراد بیشتر از خودشان متنفر شوند خطای بیشتری را انجام میدهند چون نسبت به خود احساس بدی دارند ولی میخواهند خود را بیشتر تنیبیه نمایند . لذا اعمال غلط دیگری را نیز مرتکب میشوند .

    آیا به نظر شما بهترین روش این است که دوباره نادرست رفتار کنید ؟ اگر نظرتان این است ( عجب راه حلی ) وقتی ما عصبانی ، افسره ، ترسیده و یا حسد ورزی می کنیم به سادگی نمیتوانیم آدمی با کفایت و با عملکردی مناسب باشیم پس بهتر است موقع مشکلات ، در رفع آن بکوشیم و با احساس گناه ناراحتی و اعمال خود تخریبی دیگر ، خودمان را در مشکلات بیشتری غوطه ور نسازیم .

    خودتان را بپذیرید :
    خود پذیری بهترین راه حل است بهترین کار که می توانید برای صفات خوب و یا بد خود انجام دهید این است اگر میتوانید آنها را تغییر دهید و یا اینکه در حال حاضر و یا برای همیشه آنها را بپذیرید . پس بهتر است از حالا خود و دیگران را همانطوریکه هستند بپذیرید و هیچگاه از خود و دیگران متنفر نباشید و عشق ورزیتان نسبت به خود و دیگران متعادل باشد.
    اعتماد داشتن
    تا میتوانید اعتماد رفتارتان را در زمینه های مختلف مثل اعتماد دوستی ، اعتماد فرهنگی و … بالا برده و افزایش دهید برای این امر لازم است که اصول انضباط رفتاری را نیز رعایت کنید که این اصول عبارتند از :
    ۱ـ کار را به تأخیر نیاندازید :
    سعی کنید به نتایج بلند مدت و دیر پا نسبت به منافع کوتاه مدت توجه بیشتری نمایید . اگر همیشه مسرت و خوشی فوری را بر لذت به تأخیرافتاده ، مقدم دارید ، احتمال اینکه در پایان فردی مفلوک و بیچاره باشید زیاد است این اصل از انضباط رفتاری از همه اصول دیگر معتبر است و رعایت آن میتواند انجام بقیه اصول را آسانتر کند .
    ۲ـ صبر داشته باشید و استمرار کارها را پیشه کنید :
    انجـــام واستمرار کارها برای مدت طولانی دومین تکنیک اساسی به سوی موفقیت است ریشه این مشکل ، بی صبری و ناشکیبائی است یادگیری هر مهارتی ، مدت زمان زیادی را می طلبد و باید برای هر کاری که انجام میدهید به اندازه ای که نیاز دارد زمان بگذارید .
    ۳ـ گامهای کوچک و استوار امروز ، پایه گذار فردای روشن : کامل بودن هر کار، بستگی به اندازه آن کار آن دارد . معمولاً کارهای کوچک در زمانی کم ، مطرح و به انجام میرسند و کارهای بزرگ در زمانی دراز. پس بهتر است کارها را به اندازه های مورد نیاز تجزیه و کوچک کنید تا از انجام ندادنش پرهیز نمائید زیرا تدریجی حرکت کردن به سوی هدف باعث کاهش تدریجی اضطراب و پریشانی است و آن سبب موفقیت در کارها میشود .
    ۴ـ از تجربیات گذشته درس بگیرید :
    تجزیه و تحلیل و توضیح برخی از اعمال و نتیجه گیری آنها در کنار بررسی دقیق نقاط ضعف و قوت یک رفتار ، در پیشرفت یک فرد نقش اساسی دارد و خیلی از مواقع سبب موفقیت میشود .
    ۵ـ پاداش و تنبیه :
    در قبال کارهای درست به خود پاداش دهید و در قبال کارهای نادرست خود را جریمه کنید . برای اینکه همان اندازه ای که تقدیر در انجام کارحائز اهمیت است مواخذه برای انجام نادرست کار نیز مهم است تحقیقات نشان داده که خود تقدیری در قبال کارهای درست میتواند رفتار را نیرو مند سازد گفتار منفی آن را تضعیف میکند و مانع از پیشرفت کارها میشود .

    برانگیختن احترام دیگران نسبت به خود :
    برای آنکه احترام دیگران را نسبت به خود برانگیزیدباید قاطعیت داشته باشید . بدون مهارت قاطعیت تقریباً غیر ممکن است که بتوانید احساسات مطمئن خود پذیری داشته باشید بنابر این یادگیری مهارت قاطعیت برای شما و هر فرد دیگری ضروی به نظر میرسد که عبارتند از :
    ۱ـ پرهیز از خشم :
    اگر میخواهید که در امر قاطعیت پیشرفت نمائید از عصبانی شدن و خشم پرهیز کنید چون رفتار تؤام با سیاست ، تمایل افراد به تسلیم در مقابل شما را افزایش میدهد و یا بالعکس در صورت پرخاشگری و داد و فریاد ، حس کینه توزی را افزایش میدهد .
    ۲ـ پرهیز از احساس گناه
    از احساس گناه و تقصیر بشدت بپرهیزید چون که در احساس گناه فکر میکنید بی ارزش ، پست و افراد بی خاصیت و دوست نداشتنی هستید ، چون ناشایست عمل کرده اید . احساس گناه میتواند سر منشأ بسیاری از مشکلات روانی و شخصیتی باشد که در موارد وخیم تر منجر به خودکشی و افسردگیهای شدید میشود بنابر این بهتراست از احساس گناه و تقصیر دوری کنیم .
    ۳ـ پرهیز از دلسوزی زیاد
    از دلسوزی و ترحم بی مورد و زیاد برای دیگران بپرهیزید نکته مهمی که مردم آن را در نظر نمی گیرند این است که توجه به مردم و لطف کردن نسبت به‌ آنان و رفتار خوبی با آنها داشتن ، کار خوبی است که همه بر روی آن تأکید دارند و دیگران را نسبت به این کار تشویق میکنند . اما توجه بیش از اندازه و غیر معقول مسئله دیگری است که باید بررسی شود و از آن جلوگیری به عمل آید .
    ۴ـ نترسیدن از تأئید نشدن :
    از تأئید نشدن ترس نداشته باشید شاید بدون اغراق باید گفت که یگی از بزرگترین ترسهای رایج در میان عامه مردم ، ترس از تأئید نشدن است همه ما میخواهیم که مورد تأئید دیگران قرار بگیریم و آنها ما را بپذیرند که البته امری مطلوب است اما اینکه فکر کنید برای تأئید گرفتن از آنها باید هر کاری که میخواهند انجام دهید و آنگونه میخواهند تفکر و رفتاری کنید فکری نادرست و نقض کامل قاطعیت و استقلال است .
    بنابر این با بکار بردن گامهای ذکر شده ، متیوانید از احساس عزت نفس پایین رهایی یابید و تحول بزرگ در کار خویش ایجاد کنید و از عزت نفس بالایی «سلامت روانی » برخوردارگردید پس با داشتن عزت نفس بالا میتوانید بر اضطراب و افسردگی و ناراحتی های روحی خود غلبه کنید و به طول کلی دارای شخصیت سالم و موفق باشید

    چگونه پولدار شویم
    تجربه نشان داده که خیلی ها معتقدند وقتی صحبت پول و خوشبختی است هیچ یک از این تفکرات مثبت ، کارهای شبانه
    روزی و نگرش های صحیح برای بالا بردن توان پرداخت قسطهای آخر ماه کوچکترین کمکی نمی کند. حقیقت این است
    که اندیشه های هشیار و ناهشیار ما همیشه با میزان درآمدما در حال عمل هستند. سعادت و یا عدم سعادت ما، نتیجه تفکر
    ماست . ذهن انسان و چگونگی باورهای او تعیین کننده کیفیت زندگی اوست و ذهن ما بسته به شیوه ای که برای تربیتش
    اتخاذ می کنیم مارا ثروتمند یا فقیر نگه می دارد .
    ادامه مطلبو از دست ندین
    فقر نتیجه تفکر فقیرانه است اگر ثروت می خواهید نوع تفکر خود را عوض کنید. تصور کنید یکی ازدوستانتان همیشه
    مقروض است و معتقد است که تا ابد برای پرداخت بدهی های خود در تنگنا خواهدبود. او احتمالا فقط داوطلب انجام
    کارهایی است که حقوق و مزایای بسیار کمی دارند زیرا او این جایگاه را برای خودش پذیرفته است . به احتمال زیاد او
    فقط با کسانی می تواند ارتباط نزدیک داشته باشد که هم طبقه خودش باشند زیرا تنها در مصاحبت با این نوع آدم ها
    احساس راحتی می کند. او به خودش تلقین کرده است که زندگی دشوار و طاقت فرساست و با دوستانی که انتخاب کرده
    دیگر کوچکترین انگیزه ای برای تغییر این عقیده ندارد. در زندگی چیزی را به دست می آوریم که انتظارش را داریم و
    هی ، « : بنابراین فردی که انتظار تنگدستی دارد همان نصیبش می شود زیرا در مغز خود برنامه ای دارد که به او می گوید
    توهیچ وقت پولدار نمی شوی ». احتمالا خود او به این نکته پی برده است که هر وقت پول غیرمنتظره ای به دستش می رسد بلافاصله بیرون می رود و
    خرجش می کند چون فکر می کند که حالت عجیبی دارد و بهتراست به وضعیت عادی یعنی بی پولی برگردد . او ممکن
    است با خودش فکر کند: من هیچوقت پولدارنخواهم شد زیرا تحصیلات خوبی نداشته ام . اگر تحصیلات عالی شرط
    ثروتمند شدن است باید تمام اساتید دانشگاه میلیونر باشند . و اما بسیاری از تحصیلکرده ها هم هستند که همیشه جیبشان خالی است و بالعکس مردم کم سوادی که ثروتهای افسانه ای
    داشته اند. شاید او فکر کند که برای ثروتمند شدن شغل مناسبی انتخاب نکرده است خوب خیلی ها برای شروع یک شغل
    مکمل هم پیدا می کنند و یا کار خود را عوض می کنند. ممکن است دوست شما فکر کند که زمان کلید حل این شکل باشد .
    او فکر می کند که وقت کافی برای ثروتمندشدن ندارد در این صورت باید گفت که همه ما همین زمان را در اختیار
    داریم بیست و چهار ساعت درشبانه روز! نه بیشتر و نه کمتر. اما واقعا باید چکار کنیم ؟
    در قدم اول باید بدانید که : ۱) برای کسب ثروت نیاز به تصمیم گیری وجود دارد باید خود را متعهد به انجام تلاشهای لازم دراین زمینه کنید. گرچه
    تلاش از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است اما این تلاش باید با دیدگاه مناسب و صحیح همراه باشد . ۲) اول پس انداز کنید، بعد خرج کنید . فقرا برعکس عمل می کنند آنها اول خرج می کنند و بعد نقشه پس اندازه های آینده
    را می کشند. برای رسیدن به ثروت باید برنامه ای داشت و آن را اجرا کرد . ۳) به بررسی زندگی افراد ثروتمند بپردازید . مدتی از وقت خود را با ثروتمندان بگذرانید و ببینید که چه فرقهایی با شما
    دارند و نکات جالب و مثبت آنها را جذب کنید و واقع بین باشید . ۴) از دیگران کمک بخواهید . وقتی مردم ببینند که شما برای کمک به خود مصمم هستید آنها نیزبرای کمک به شما
    بسیار مستعد می شوند. باید بدانیم که چگونه از دیگران کمک بگیریم . ۵) مرتبا برای خود خاطرنشان کنید که شایسته ثروت و قدرت هستید . ۶) گاهی اوقات برای خود پول خرج کنید . بخشی از روند رسیدن به استقلال مالی فهمیدن این نکته است که شما
    استطاعت پول خرج کردن برای خودتان را دارید و از پولی که دارید لذت می برید و این انگیزه ای بیشتر برای پولسازی
    خواهد بود . ۷) نقشه بریزید و هدفهای خود را مشخص کنید . ۸) به سه دلیل زیر همیشه مقداری پول همراه خود داشته باشید : الف ( احساس ثروت بیشتر می کنید . ب ( به پول داشتن عادت می کنید . ج ( اعتماد به نفس بیشتر پیدا می کنید. همچنین به این ترتیب ترس خرج کردن پول را از دست می دهید . بعضی ها می گویند: من نمی توانم پول با خودم حمل کنم زیرا بلافاصله خرجش می کنم . خوب اگروقتی پول در جیب
    شماست و به خود اطمینان ندارید چطور می توانید انتظار ثروتمند شدن را داشته باشید؟
    ۹) به هر مبارزه ای با شور و شوق و تعهد یورش ببرید . ثروتمندان می دانند که پولسازی واقعی تنها وقتی شروع
    می شود که کار کردن به خاطر پول کنارگذاشته شود . ۱۱) فقر یک بیماری روانی است که مانند بسیاری از بیماری های دیگر برای کسانی که معتقد به درمان پذیری آن هستند
    قابل علاج است و مانند هر بیماری دیگر برای درمان آن نیاز به تلاش ، ابتکار وشهامت وجود دارد . خیلی جالب است اگر بدانید که تقریبا تمام آدم های شاد و ثروتمند زمانی در زندگی خود این بیماری را شکست داده اند،
    پس شما هم می توانید .


    این مطلب تا کنون 6 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : انجام ,دیگران ,داشته ,زندگی ,مورد ,باشیم ,داشته باشیم ,احساس گناه ,داشته باشید ,بشرط اینکه ,قبال کارهای ,
    چگونه در زندگی فردي موفق شويم

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر